هفتهای حساس برای اقتصاد جهانی و بازارهای مالی | هفته ۱۷، ۲۰۲۶
در هفته پیش رو، هفته ۱۷ (۲۰تا ۲۶آوریل ۲۰۲۶)، بازارها وارد روزهای حساسی میشوند؛ در حالی که سرمایهگذاران تازهترین دادههای اقتصادی، سیگنالهای بانکهای مرکزی، گزارشهای درآمدی شرکتها و تحولات ژئوپلیتیکی را دنبال میکنند تا نشانههایی درباره رشد اقتصادی، تورم، نرخهای بهره و تمایل به ریسک به دست آورند. این چشمانداز هفتگی، محرکهای کلیدی بازارهای جهانی را که احتمالاً در روزهای پیش رو بر ارزها، سهام، کالاها، اوراق قرضه و همچنین پوزیشنگیری کلی سرمایهگذاران اثر خواهند گذاشت، پوشش میدهد.
مرور اقتصاد آمریکا: روایت بازاری تابآور، اما هفتهای ترکیبی برای اقتصاد واقعی
اقتصاد آمریکا هفته گذشته را با تصویری ترکیبی اما همچنان تابآور به پایان رساند. بزرگترین نکته مثبت از سمت تورم بود؛ جایی که قیمتهای تولیدکننده در ماه مارس کمتر از انتظار افزایش یافتند. شاخص اصلی PPI در مقیاس ماهانه 0.5% و در مقیاس سالانه 4.0% رشد کرد، در حالی که Core PPI تنها 0.1% در ماه و 3.8% در سال افزایش داشت. این موضوع اهمیت داشت، زیرا نشان میداد فشار تورمی هنوز بیشتر در بخشهای مرتبط با انرژی متمرکز است و هنوز بهصورت گسترده در کل اقتصاد پخش نشده است. قیمت واردات 0.8% و قیمت صادرات 1.6% در ماه افزایش یافتند؛ موضوعی که نشان میدهد تورم کالاهای تجاری همچنان بالا مانده، اما از کنترل خارج نشده است.
سیگنالهای رشد چندان قانعکننده نبودند. نظرسنجیهای منطقهای بخش تولید بهطور محسوسی بهبود یافتند؛ بهطوری که شاخص فدرال رزرو فیلادلفیا از 18.1 به 26.7 رسید و سفارشات جدید از 8.6 به 33.0 جهش کرد. اما دادههای پایه، روایت ضعیفتری ارائه دادند: تولیدات صنعتی 0.5% کاهش یافت، تولیدات کارخانهای 0.1% افت کرد و نرخ استفاده از ظرفیت از 76.1% به 75.7% پایین آمد. به زبان ساده، اعتماد و انتظارات سریعتر از فعالیت واقعی کارخانهها بهبود پیدا کردند.
بازار کار نسبتاً باثبات باقی ماند. تعداد اولیه درخواستهای بیمه بیکاری به 207,000 کاهش یافت؛ نشانهای از اینکه اخراجها هنوز محدود ماندهاند، هرچند درخواستهای مستمر به 1.818 میلیون رسید که نشان میدهد پیدا کردن شغل جدید شاید کمی دشوارتر شده باشد. بخش مسکن بهوضوح ضعیفتر بود؛ شاخص NAHB از 38 به 34 کاهش یافت و نشان داد اعتماد سازندگان همچنان تحت فشار است. تقاضای مصرفکننده نیز باثبات، نه قدرتمند به نظر رسید، زیرا رشد خردهفروشی Redbook از 7.6% به 7.0% کاهش یافت.
بازارهای مالی هفته را بسیار قویتر از اقتصاد واقعی به پایان رساندند. سهام با تکیه بر تورم ملایمتر، سودهای قوی شرکتها و افت قیمت نفت رشد کرد، در حالی که دلار و بازدهی اوراق بدهی کاهش یافتند. جمعبندی اصلی این است که بازارها در حال قیمتگذاری سناریوی فرود نرم و ریسک کمتر هستند، حتی با وجود اینکه اقتصاد پایه همچنان ناهموار و ترکیبی به نظر میرسد.
چشمانداز اقتصاد آمریکا برای هفته پیش رو
آمریکا وارد هفته جدیدی میشود که در آن، تصویر اقتصاد ترکیبی اما همچنان در فاز رشد است. رشد اقتصادی بهوضوح در حال کند شدن است، اما اقتصاد هنوز وارد فاز افت شدید نشده است. تولید ناخالص داخلی واقعی در سهماهه چهارم 2025 تنها 0.5% بهصورت سالانه رشد کرد، در حالی که برآوردهای زنده برای سهماهه اول همچنان در سطوحی محدود قرار دارند؛ 1.3% در مدل GDPNow فدرال رزرو آتلانتا و 2.3% در مدل nowcast فدرال رزرو نیویورک. بازار کار نیز هنوز نسبتاً خوب دوام آورده است؛ با افزایش اشتغال ماه مارس به میزان 178,000، نرخ بیکاری 4.3% و درخواستهای اولیه بیمه بیکاری در سطح 207,000. اما تورم همچنان یک مشکل آزاردهنده باقی مانده است: شاخص CPI در مارس 0.9% ماهانه و 3.3% سالانه رشد کرد، Core CPI در سطح 2.6% سالانه قرار گرفت و PPI نیز 0.5% ماهانه و 4.0% سالانه افزایش یافت. اگر این موارد را کنار افت 0.5% تولیدات صنعتی و سقوط اولیه شاخص احساسات مصرفکننده میشیگان به سطح بیسابقه پایین 47.6 بگذاریم، پیام کاملاً روشن است: فعالیت اقتصادی در حال کند شدن است، قیمتها هنوز بیش از حد بالا هستند، و اعتماد بهشدت تضعیف شده است.
رویداد کلیدی این هفته سهشنبه، 21 آوریل است؛ زمانی که بازارها بر خردهفروشی مارس، فروش خانههای موجود و همچنین تیترهای سیاستی از جمله اظهارات کریستوفر والر، عضو فدرال رزرو، و جلسه تأیید صلاحیت کوین وارش در سنای آمریکا در ساعت 10:00 صبح به وقت شرق آمریکا تمرکز خواهند کرد. داده خردهفروشی از همه مهمتر است، زیرا پرسش اصلی این است که آیا مصرفکننده آمریکایی هنوز توان جذب هزینههای بالاتر سوخت را دارد یا نشانههای ضعف در حال ظاهر شدن است. انتظار میرود خردهفروشی اصلی در مارس 2.0% رشد کرده باشد، اما این عدد ممکن است قدرت واقعی تقاضا را بیش از حد نشان دهد، زیرا فروشها بهصورت اسمی گزارش میشوند و احتمالاً بخش بزرگی از رشد به افزایش قیمت بنزین مربوط بوده است. مسئله اصلی فقط این نیست که آیا هزینهکرد در مارس حفظ شده یا نه، بلکه این است که اگر درگیری ایران قیمت انرژی را بالا نگه دارد، آیا این تابآوری میتواند دوام بیاورد یا خیر.
در ادامه هفته، درخواستهای بیمه بیکاری روز پنجشنبه و PMIهای اولیه تازهترین تصویر را از اخراجها و فعالیت کسبوکار ارائه خواهند داد، در حالی که شاخص نهایی احساسات میشیگان در روز جمعه نشان خواهد داد که آیا سقوط اعتماد واقعی بوده یا موقتی. بازارها همچنین گزارشهای درآمدی شرکتها، عرضه اوراق خزانهداری و قیمت نفت را زیر نظر خواهند داشت. والاستریت هفته گذشته را با قدرت به پایان رساند؛ بهطوری که شاخص S&P 500 در 7,126.06 و شاخص Nasdaq در 24,468.48 بسته شدند؛ حرکتی که با کاهش نگرانیها درباره خاورمیانه و افت شدید قیمت نفت خام حمایت شد. با این حال، با وجود اینکه نفت اکنون نزدیک 85 دلار است، در مقایسه با حدود 67 دلار در اواخر فوریه، ریسک تورمی کاهش یافته، اما از بین نرفته است.
وضعیت بازار دلار آمریکا و والاستریت، و چشمانداز هفته پیش رو
هفته پیش رو برای دلار آمریکا و والاستریت در ظاهر سازنده به نظر میرسد، اما این رالی اکنون وارد مرحلهای دشوارتر شده است. بازارها هفته گذشته را در حالی به پایان رساندند که بهطور فزاینده در حال قیمتگذاری دنیایی با نفت پایینتر، فشار ژئوپلیتیکی اولیه کمتر، فشار تورمی ملایمتر و تابآوری سود شرکتها بودند. این ترکیب برای دلار نزولی و برای سهام آمریکا بهشدت صعودی بود، اما همچنان بهشدت مشروط باقی مانده است. اگر روند تنشزدایی میان آمریکا و ایران ادامه پیدا کند، این فضا میتواند حفظ شود. اما اگر این روند از هم بپاشد، بازگشت بازار میتواند سریع و تهاجمی باشد.
در والاستریت، مومنتوم همچنان قوی است. شاخص S&P 500 در سطح 7,126.06 بسته شد، شاخص Nasdaq به 24,468.48 رسید، و نزدک اکنون 13 جلسه متوالی رشد کرده است؛ طولانیترین روند صعودی آن از سال 1992 تاکنون. شاخص S&P نیز حدود 12% از کف 30 مارس بازگشته است. این رالی تنها بهواسطه سهام بزرگ فناوری شکل نگرفت. با افت شدید قیمت نفت، سهام گردشگری، شرکتهای هواپیمایی، اپراتورهای کشتیهای تفریحی و همچنین سهام حساس به مصرفکننده نیز جهش کردند، در حالی که سهام انرژی عقب ماندند، چون پرمیوم ریسک جنگی از قیمت نفت خارج شد. این گسترش در رالی، لحن بازار را بهتر کرد، اما در عین حال به این معناست که بازار از قبل بخش زیادی از خبرهای خوب را قیمتگذاری کرده است. از اینجا به بعد، ادامه رشد احتمالاً به فراتر رفتن سود شرکتها از انتظارات، راهنماییهای باثبات و تداوم آرامش ژئوپلیتیکی نیاز دارد.
از نظر تکنیکال، S&P 500 بهطور قاطعی قویتر شده است. قیمت اکنون در محدوده 7,133.80 معامله میشود؛ درست در یک ناحیه مهم شکست. بسته شدن روزانه بالای این سطح میتواند مسیر را بهسوی 7,200 باز کند، در حالی که حمایت فعلی در حوالی 7,000 و سپس 6,850 قرار دارد. مومنتوم همچنان قوی است و On-Balance Volume بهشدت در حال افزایش است، اما شاخص CCI در سطح 168 نشان میدهد بازار در کوتاهمدت در حال ورود به وضعیت بیشخرید است. روند همچنان صعودی است، اما دیگر ورود به بازار در این سطوح ارزان و کمریسک نیست.

برای دلار آمریکا، فضا ضعیفتر شده است. شاخص DXY روز جمعه به 97.96 رسید، پس از آنکه 97.632 را لمس کرد؛ پایینترین سطح آن در هفت هفته گذشته. این شاخص هفته را با افت 0.6% به پایان رساند و دومین کاهش هفتگی متوالی خود را ثبت کرد. این ضعف عمدتاً ناشی از افت تقاضا برای دارایی امن بود، زیرا تمایل به ریسک بهبود یافت و قیمت نفت کاهش پیدا کرد. با این حال، این وضعیت هنوز شبیه یک شکست ساختاری در دلار نیست. سیاست فدرال رزرو همچنان نامطمئن است، تورم هنوز بالاست، و دادههای آمریکا نیز دچار فروپاشی نشدهاند. از نظر تکنیکال، DXY همچنان زیر ناحیه مقاومتی 99.05 ضعیف باقی مانده است، با 97.50 بهعنوان نخستین حمایت و 96.50 در صورت تشدید فشار فروش.

محرکهای اصلی این هفته روشن هستند: خردهفروشی روز سهشنبه و جلسه کوین وارش، درخواستهای بیمه بیکاری وPMIهای اولیه در روز پنجشنبه، احساسات میشیگان در روز جمعه، و گزارشهای درآمدی شرکتهای Tesla، Boeing، Intel و Procter & Gamble. در کوتاهمدت، هم دلار آمریکا و هم والاستریت همچنان بهشدت به یک عامل وابستهاند: تیترهای جنگ و قیمت نفت.
مرور ی بر اقتصاد اتحادیه اروپا در هفته گذشته
تورم دوباره شتاب گرفت، صنعت به ثبات نسبی رسید، اما روند بهبود همچنان شکننده بود.
اقتصاد منطقه یورو هفته را در وضعیتی شکننده اما نه در حال فروپاشی به پایان رساند. دادهها نشان دادند که این منطقه توانست از بدترین سناریوی ناشی از شوک اخیر انرژی اجتناب کند، اما در عین حال نتوانست یک روایت قانعکننده از بهبود اقتصادی ارائه دهد. روشنترین تغییر از سمت تورم دیده شد. تورم اصلی منطقه یورو در ماه مارس به 2.6% سالانه رسید، در حالی که این رقم در فوریه 1.9% بود؛ موضوعی که نشان داد فشارهای قیمتی سریعتر از آنچه بازارها انتظار داشتند دوباره شتاب گرفتهاند. این افزایش محدود به یک کشور نبود. تورم فرانسه به 2.0% رسید و انتشارهای قبلی از اسپانیا و ایتالیا نیز به فشارهای قیمتی قویتر اشاره داشتند. آلمان هم با جهش قابلتوجه در قیمتهای عمدهفروشی بر این نگرانی افزود و این دیدگاه را تقویت کرد که شوک قبلی نفت و انرژی در حال انتقال به هزینههای بالادستی در سراسر بلوک است.
با این حال، این ماجرا یک روایت رشد سریع تورم نبود. پیام کلی این بود که تورم اصلی بیشتر از روند تورم هسته تقویت شده است؛ به این معنا که بانک مرکزی اروپا همچنان باید میان فشارهای قیمتی ناشی از انرژی و یک چرخه واقعاً تازه از تورم داخلی تمایز قائل شود. در عمل، این وضعیت چشمانداز کاهش نرخ بهره از سوی ECB را تا حدی راحت کرد، اما بازارها را مجبور نکرد که ناگهان یک فاز جدید از سیاستهای انقباضی را قیمتگذاری کنند.
در بخش رشد، تصویر فقط اندکی بهتر شد. تولیدات صنعتی در فوریه 0.4% نسبت به ماه قبل افزایش یافت که بهتر از انتظار بود و تا حدی نگرانیهای نزولی را پس از ضعف قبلی کاهش داد. اما سطح تولید همچنان پایینتر از مدت مشابه سال قبل بود؛ یعنی صنعت منطقه یورو در حال تثبیت است، نه اینکه واقعاً وارد فاز بهبود شده باشد. این تفاوت مهمی است: شاید افت متوقف شده باشد، اما این بخش هنوز از نظر تاریخی ضعیف باقی مانده است.
پسزمینه خارجی همچنان حمایتی بود، اما نه چندان قوی. یورواستات گزارش داد که منطقه یورو در فوریه دوباره به مازاد تجاری کالا به میزان 11.5 میلیارد یورو بازگشت؛ موضوعی که نشان میدهد این بلوک هنوز یک حاشیه امن خارجی دارد. اما از آنجا که مازاد حساب جاری کاهش یافت و خود مازاد تجاری نیز تنها در سطحی محدود قرار داشت، تجارت هنوز نتوانسته یک موتور جدید و قدرتمند برای رشد ایجاد کند.
آلمان همچنان بزرگترین نقطه ضعف در داستان اقتصاد منطقه یورو باقی مانده است. کاهش برآوردهای رشد، ضعف تقاضای خارجی و افزایش هزینههای انرژی همچنان بر بزرگترین اقتصاد این بلوک فشار وارد میکنند. جمعبندی کلی این است که اروپا هنوز همزمان میان دو فشار گرفتار است: رشد ضعیف و بازگشت تورم اصلی. همین موضوع باعث میشود منطقه یورو بیشتر شبیه اقتصادی به نظر برسد که در حال تثبیت شکننده است، نه اقتصادی که وارد یک فاز تازه از گسترش رشد شده باشد.
چشمانداز اقتصاد منطقه یورو برای هفته پیش رو
منطقه یورو با پسزمینهای شکننده اما نه در حال فروپاشی وارد هفته جدیدی میشود. ریسک اصلی اکنون بیش از پیش روشن شده است: اروپا با احتمال رکود تورمی ناشی از انرژی روبهروست؛ وضعیتی که در آن رشد ضعیف میماند، در حالی که تورم دوباره بالا میرود.کریستین لاگارد در 17 آوریل هشدار داد که جنگ ایران برای هم رشد اقتصادی و هم تورم خطرساز است، و IMF اکنون رشد منطقه یورو را تنها 1.1% در سال 2026 و 1.2% در سال 2027 پیشبینی میکند؛ هر دو کمتر از برآوردهای قبلی. همزمان، این نهاد تورم منطقه یورو را در 2026 برابر با 2.6% میبیند، در حالی که این رقم در 2025 معادل 2.1% بود. این ترکیب برای ECB ناراحتکننده است، زیرا سیاست انقباضیتر میتواند ضعف تقاضا را عمیقتر کند، در حالی که ثابت نگه داشتن نرخها ممکن است یورو و سهام اروپا را آسیبپذیر نگه دارد.
مشکل اصلی این است که منطقه یورو حتی پیش از شوک اخیر خاورمیانه نیز ضعیف بود. تقاضا نرم بود، اعتماد مصرفکننده پایین مانده بود، و نظرسنجیهایی مانند ZEW و IFO پیشتر نیز از اقتصادی تحت فشار خبر داده بودند. این یعنی منطقه فقط با یک شوک موقت نفتی مواجه نیست؛ بلکه با افزایش هزینههای انرژی در بستری از تقاضای از قبل شکننده روبهروست. اگر تورم بیشتر بالا برود و رشد همچنان ضعیف بماند، منطقه یورو میتواند عمیقتر به سمت رکود تورمی حرکت کند. در چنین شرایطی، بهترین سناریو برای اروپا پایان سریع جنگ و افت پایدار قیمت انرژی است. در غیر این صورت، فشار بر مصرفکنندگان، حاشیه سود شرکتها و اعتماد اقتصادی احتمالاً شدیدتر خواهد شد.
همین موضوع باعث میشود دادههای هفته آینده اهمیت ویژهای پیدا کنند. نخستین انتشار مهم، اعتماد مصرفکننده اولیه در چهارشنبه 22 آوریل ساعت 16:00 است؛ آن هم پس از آنکه دادههای مارس از افتی شدید خبر داده بودند. شاخص Economic Sentiment Indicator از 98.2 به 96.6 کاهش یافت، شاخص Employment Expectations Indicator به 96.4 افت کرد، و اعتماد مصرفکننده به 16.3- رسید؛ ضعیفترین سطح از اکتبر 2023. سپس در پنجشنبه 23 آوریل، بازارها بر PMI اولیه منطقه یورو در ماه آوریل تمرکز خواهند کرد؛ دادهای که مشخص میکند آیا بلوک فقط در حال کند شدن است یا به رکود نزدیکتر میشود. اگر PMI و اعتماد مصرفکننده دوام بیاورند، بازارها ممکن است نتیجه بگیرند که منطقه هنوز ضعیف است، اما باثبات مانده است. اما اگر این دادهها بیشتر تضعیف شوند، نگرانیهای رکودی بهسرعت بازخواهد گشت، بهویژه در سهام چرخهای و بانکها.

برای بازارها، یورو اخیراً بیشتر از ضعف دلار سود برده تا از یک ECB واقعاً انقباضی. جفتارز EUR/USD در 17 آوریل حوالی 1.1789 بود، پس از آنکه به 1.1848 رسید؛ بالاترین سطح در هشت هفته. سهام منطقه یورو نیز بهتر شد؛ بهطوری که STOXX 600 در 17 آوریل بیش از 1% رشد کرد و چهارمین افزایش هفتگی متوالی خود را ثبت کرد. اما هم یورو و هم سهام اروپا همچنان بهشدت به قیمت نفت، سخنرانیهایECB و تیترهای جنگ حساس هستند. جمعبندی کلی این است که اروپا فرو نپاشیده، اما همچنان از نظر اقتصادی نرم و ضعیف، از نظر سیاستگذاری محدود، و بهشدت در معرض شوکهای انرژی و اعتماد باقی مانده است.
مرور بازار انرژی و کالاها: نفت سقوط کرد، فلزات گرانبها رشد کردند، و نهادههای صنعتی سیگنالهای متفاوتی فرستادند.
هفته گذشته در بازار کالاها، همهچیز حول یک تغییر بزرگ چرخید: بازارها از ترس یک شوک شدید عرضه در خاورمیانه به سمت قیمتگذاری یک سناریوی تنشزدایی شکننده حرکت کردند. این تغییر یکی از شدیدترین بازگشتهای قیمتی سال را رقم زد، بهویژه در بخش انرژی. نفت بیشترین ضربه را خورد، چون پرمیوم ریسک جنگی با سرعت از قیمتها خارج شد، در حالی که طلا و نقره همچنان رشد کردند و از ضعف دلار آمریکا و کاهش بازدهی اوراق قرضه خزانهداری حمایت گرفتند. کالاهای صنعتی اما تصویر یکدستی نداشتند و اختلالات زنجیره تأمین باعث شد بخشهایی از این مجموعه همچنان فشرده و محدود باقی بمانند.
بزرگترین داستان هفته بدون تردید نفت خام بود. پس از آنکه قیمتها در اوایل بحران به نزدیکی یا بالای 100 دلار رسیده بودند، با این سیگنال ایران که تنگه هرمز در خلیج فارس در دوره آتشبس برای حملونقل تجاری باز خواهد ماند، بازار با سقوط شدید قیمت روبهرو شد. تا پایان معاملات روز جمعه، نفت برنت با افت 9.01 دلار یا 9.07% به 90.38 دلار رسید، در حالی که WTI با کاهش 10.48 دلار یا 11.45% تا 83.85 دلار پایین آمد. با وجود این افت سنگین، نفت همچنان بهمراتب بالاتر از سطوح پیش از جنگ در حوالی 70 دلار باقی ماند؛ موضوعی که نشان میدهد ریسک ژئوپلیتیکی هنوز کاملاً از بین نرفته است. مشاهده عبور دوباره حدود 20 کشتی از تنگه هرمز نیز به بازار کمک کرد تا باور کند بدترین سناریوی اختلال، دستکم فعلاً، کاهش یافته است.
دادههای موجودی انبار آمریکا به این تصویر، ظرافت بیشتری اضافه کرد. در هفته منتهی به 11 آوریل، ذخایر نفت خام 0.9 میلیون بشکه کاهش یافت، موجودی بنزین 6.3 میلیون بشکه افت کرد، و فرآوردههای تقطیری نیز 3.1 میلیون بشکه پایین آمدند. در مجموع، موجودی تجاری فرآوردههای نفتی 9.0 میلیون بشکه کاهش یافت؛ موضوعی که از فشردگی بیشتر در بازار فرآوردهها حکایت داشت، حتی در شرایطی که فشارهای ژئوپلیتیک همچنان محرک اصلی حرکت قیمتها بود.گاز طبیعی اما داستان متفاوتی داشت؛ ذخیرهسازی آن 59 Bcf افزایش یافت که نشانهای از شرایط عرضه راحتتر بود.
فلزات گرانبها همچنان قدرتمند باقی ماندند. قیمت نقدی طلا با رشد 1.5% به 4,861.32 دلار رسید و قراردادهای آتی نیز در 4,879.60 دلار تسویه شدند و بدین ترتیب چهارمین رشد هفتگی متوالی ثبت شد. نقره نیز از منظر بنیادی همچنان قوی ماند و از پیشبینی کسری 46.3 میلیون اونسی بازار در سال 2026 حمایت گرفت. در همین حال، مس و نیکل نیز بهواسطه افزایش هزینه نهادههای مرتبط با گوگرد حمایت شدند؛ موضوعی که به سرمایهگذاران یادآوری کرد حتی با فروکش کردن فشار در بازار انرژی، تنش سمت عرضه در کل بازار کالاها هنوز بهطور کامل از بین نرفته است.
چشمانداز هفتگی طلا
طلا وارد هفته جدید در موقعیتی سازنده میشود، اما این معامله دیگر یکطرفه نیست. طلای نقدی این هفته را در محدوده حدود 4,785 تا 4,830 دلار به ازای هر اونس به پایان رساند، آن هم پس از آنکه پیشتر به بالاترین سطح یکماهه رسیده بود و چهارمین رشد هفتگی متوالی خود را ثبت کرد. این موضوع به ما میگوید که سرمایهگذاران همچنان مایل به نگهداری طلا هستند، اما دیگر همان پرمیوم وحشت را که در اوج شوک خاورمیانه دیده میشد، پرداخت نمیکنند. بازار اکنون بیشتر تحت تأثیر ترکیبی متعادلتر از ضعف دلار، انتظارات نسبت به فدرال رزرو و تیترهای ژئوپلیتیکی قرار دارد.
از منظر کلان، سه نیرو بیش از همه اهمیت دارند. نخست، دلار آمریکا تضعیف شد و این بهطور مکانیکی از طلا حمایت میکند. دوم، کاهش قیمت نفت پس از بازگشایی تنگه هرمز در خلیج فارس، نگرانیها درباره تورم و نرخهای واقعی را کاهش داد و این نیز به نفع طلا بود. سوم، همین تیترهای مربوط به تنشزدایی، نیاز به یک پوشش فوری در برابر بحران را کمتر کرد و در نتیجه، شتاب صعودی را محدود ساخت. بهطور خلاصه، طلا همچنان حمایت میشود، اما دیگر صرفاً بهعنوان یک دارایی امن کلاسیک معامله نمیشود.
در زیر سطح بازار، تقاضای ساختاری همچنان قوی باقی مانده است. صندوقهای کالایی متمرکز بر طلا و فلزات گرانبها در آخرین هفته حدود 822 میلیون دلار جذب سرمایه داشتند. بانکهای مرکزی در ماه فوریه بهصورت خالص 27 تن طلا خریدند، در حالی که خرید بخش رسمی تنها در دو ماه نخست سال 2026 به 31 تن رسیده بود. چین نیز همچنان بازیگری مهم باقی ماند؛ETFهای طلای داخلی این کشور برای هفتمین ماه متوالی ورود سرمایه ثبت کردند و بانک مرکزی چین(PBoC) نیز در ماه مارس، روند خرید طلای خود را به 17 ماه متوالی رساند. این ارقام کمک میکنند توضیح دهیم چرا طلا حتی با کاهش تنشهای ژئوپلیتیکی فوری، همچنان مستحکم باقی مانده است.

از نظر تکنیکال، XAU/USD در حوالی 4,832.60 بالاتر از میانگین متحرک نمایی 20 روزه در 4,757.09 همچنان سازنده به نظر میرسد، اما اکنون در حال آزمون یک ناحیه تصمیمگیری کلیدی است. سطح 4,900 مقاومت اصلی محسوب میشود. عبور قاطع از این سطح میتواند سناریوی صعودی را تقویت کند و راه را بهسوی 5,100 باز کند، در حالی که ناتوانی در عبور از آن ممکن است باعث یک دوره تثبیت یا اصلاح به سمت 4,757، 4,550 یا حتی 4,400 شود. جمعبندی نهایی این است که کف میانمدت طلا همچنان محکم به نظر میرسد، اما جهت کوتاهمدت آن در هفته آینده بهشدت به مثلث دلار-نفت-فدرال رزرو وابسته خواهد بود.
چشمانداز هفتگی WTI
بازار نفت وارد هفته جدید در یک فاز گذار با نوسان بسیار بالا میشود. پرمیوم فوری ناشی از وحشت بازار بهسرعت تخلیه شده، اما شوک عمیقتر عرضه هنوز بهطور کامل ترمیم نشده است.WTI هفته گذشته را در محدوده میانه 80 دلاری به پایان رساند؛ آن هم پس از افت شدید روز جمعه که با سیگنال ایران مبنی بر باز بودن تنگه هرمز در خلیج فارس برای کشتیرانی تجاری آغاز شد. این موضوع بهطور محسوسی ترس از بدترین سناریوی اختلال فوری را کاهش داد، اما آسیب گستردهای را که پیشتر به عرضه وارد شده بود، از بین نبرد. گزارشها همچنان نشان میدهند که در طول جنگ، بیش از 500 میلیون بشکه نفت خام و میعانات از بازار حذف شده و از اواخر مارس، اختلالات به حدود 12 میلیون بشکه در روز رسیده است.
از نظر بنیادی، اکنون WTI در دو جهت مختلف کشیده میشود. از یک سو، دیپلماسی و بهبود شرایط حملونقل دریایی بخشی از پرمیوم جنگی را از بین میبرند. از سوی دیگر، بازار فیزیکی همچنان فشرده باقی مانده، زیرا آسیب به تولید، گلوگاههای صادراتی و اختلال در پالایشگاههای منطقه بهسرعت قابل جبران نیست. به همین دلیل، افت اخیر قیمت نفت بیشتر شبیه بازقیمتگذاری ترس کوتاهمدت است تا بازگشت به شرایط عادی بازار.
سمت تقاضا بهوضوح ضعیفتر شده است. گزارش آوریل 2026 آژانس بینالمللی انرژی(IEA) اکنون انتظار دارد تقاضای جهانی نفت در سال 2026 به میزان 80 هزار بشکه در روز کاهش پیدا کند؛ در حالی که در گزارش ماه قبل، رشد 730 هزار بشکه در روز پیشبینی شده بود. همچنین این نهاد انتظار دارد تقاضا در سهماهه دوم 1.5 میلیون بشکه در روز کاهش یابد؛ شدیدترین افت از زمان شوک کووید تاکنون. این یک تغییر نزولی مهم است، زیرا نشان میدهد قیمتهای بالا و اختلالات ناشی از جنگ، بهویژه در خاورمیانه و آسیا-اقیانوسیه، در حال تخریب تقاضا هستند.
با این حال، عرضه هنوز فشردهتر از چیزی است که صرفاً از داستان ضعف تقاضا برداشت میشود. IEA میگوید عرضه جهانی نفت در ماه مارس با افت 10.1 میلیون بشکه در روز به 97 میلیون بشکه در روز رسید، در حالی که تولید اوپکپلاس نیز 9.4 میلیون بشکه در روز نسبت به ماه قبل کاهش یافت و به 42.4 میلیون بشکه در روز رسید. در آمریکا، ذخایر نفت خام 0.9 میلیون بشکه کاهش یافت و به 463.8 میلیون بشکه رسید، اما هنوز حدود 1% بالاتر از میانگین پنجساله است؛ عاملی که به محدود شدن رشد WTI نسبت به برنت کمک میکند.
پیش بینی من، بازاری نوسانی تا کمی نزولی است، اما با یک کف ناپایدار قیمت.WTI هنوز برای دنیایی با تقاضای ضعیف، بیش از حد بالا به نظر میرسد، اما برای بازاری که اختلال عرضه در آن هنوز کاملاً حل نشده، بیش از حد پایین است. این معمولاً به معنای بازاری پرحرکت، همراه با چرخشهای تند است، نه یک روند تمیز و یکجهته.
از نظر تکنیکال، نمودار روزانه WTI همچنان بهوضوح نزولی است، آن هم پس از شکست شدید از سقفهای مارس-آوریل. قیمت در محدوده 83.65 پایینتر از تمام سطوح کلیدی Alligator یعنی 90.26، 92.66 و 98.19 معامله میشود؛ موضوعی که نشان میدهد روند صعودی قبلی بهطور قاطع از بین رفته است. پیوت کلیدی کوتاهمدت 83.60 است. باقی ماندن زیر این سطح، فشار نزولی را به سمت 80.00 حفظ میکند و 75.00 هدف عمیقتر بعدی خواهد بود. در سمت بالا، مقاومت در محدوده 90.25 تا 92.65 قرار دارد و ساختار نزولی بزرگتر تنها زمانی شروع به بهبود میکند که قیمت دوباره بالای این ناحیه بازگردد. مومنتوم همچنان احتیاط را توصیه میکند:OBV برگشته و نزولی شده، و استوکاستیک در 32/13 شرایط نزدیک به اشباع فروش را نشان میدهد، اما هنوز نشانهای از یک کف تأییدشده دیده نمیشود.

وضعیت بازار کریپتو و چشمانداز هفتگی بیت کوین
بیتکوین در یک فاز بازیابی وارد هفته جدید میشود، اما این هنوز بازاری است که بیش از آنکه صرفاً بر مومنتوم آن چین و عوامل بومی کریپتو تکیه داشته باشد، بهشدت به پسزمینه کلان اقتصاد جهانی وابسته است. BTC پس از آنکه در طول روز در بازهای حدود 75,168 تا 78,242 دلار نوسان داشت، اکنون در محدوده 76,605 دلار معامله میشود،. این بازگشت اخیر نیز با همان عواملی حمایت شده که سایر داراییهای ریسکی را بالا بردند: کاهش تنشهای ژئوپلیتیکی، افت قیمت نفت، فشار کمتر از سمت دلار و بهبود تمایل بازار به داراییهای رشدی. به بیان دیگر، بیتکوین همچنان بیشتر شبیه یک معامله کلان با بتای بالا رفتار میکند تا یک پناهگاه دفاعی.
آنچه در سالهای اخیر تغییر کرده این است که بیتکوین دیگر فقط با اخبار مربوط به خود بازار کریپتو حرکت نمیکند. اکنون این دارایی بهشدت به تورم، انتظارات نرخ بهره، شرایط نقدینگی و جریان ورود سرمایه نهادی واکنش نشان میدهد. این موضوع یک وضعیت دوگانه ایجاد کرده است. از یک سو، بازگشت تورم میتواند به دلیل محدود بودن عرضه بیتکوین، آن را جذابتر کند. از سوی دیگر، نرخهای بهره بالاتر برای مدت طولانیتر یک عامل منفی برای داراییهای پرریسک، از جمله کریپتو، محسوب میشود. در حال حاضر، بازار در حال وزنکشی همزمان این دو نیرو است. انتظارات مربوط به فدرال رزرو همچنان مهم هستند، زیرا اگر سرمایهگذاران همچنان باور داشته باشند که حرکت بزرگ بعدی سیاستگذار در نهایت به سمت تسهیل خواهد بود، بیتکوین میتواند حمایت شود. اما اگر نفت دوباره بالا برود و فدرال رزرو موضعی دفاعیتر بگیرد، BTC ممکن است خیلی سریع مومنتوم خود را از دست بدهد.
قویترین عامل حمایتی زیر قیمت بیتکوین همچنان تقاضای نهادی است.ETFهای اسپات بیتکوین اکنون نزدیک به 100 میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت دارند و بازیگران بزرگی مانند BlackRock، Morgan Stanley و Goldman Sachs همچنان در حال گسترش حضور و محصولات خود در این حوزه هستند. دادههای جریان سرمایه نیز بهشکل محسوسی بهتر شدهاند.CoinShares گزارش داد که در هفته منتهی به 13 آوریل، حدود 1.1 میلیارد دلار سرمایه وارد محصولات دارایی دیجیتال شده؛ قویترین رقم هفتگی از اوایل ژانویه، که از این میان، فقط بیتکوین حدود 790 میلیون دلار جذب کرده است. ورود سرمایه از ابتدای سال به بیتکوین نیز به حدود 2.4 میلیارد دلار رسیده است. این موضوع الزاماً به معنای یک شکست صعودی فوری نیست، اما نشان میدهد سرمایهگذاران بزرگ همچنان از ضعف قیمت برای انباشت موقعیت استفاده میکنند.
فضای رگولاتوری نیز در حال حمایتگرتر شدن است و این برای چشمانداز میانمدت اهمیت دارد. شفافتر شدن دستورالعملها از سوی نهادهای ناظر آمریکا و پیشرفت در قوانین مربوط به داراییهای دیجیتال، بخشی از ابهام ساختاری را که در چرخههای قبلی بر این صنعت سایه انداخته بود، کاهش داده است. با این حال، بازار هنوز کاملاً ترمیم نشده است. مشارکت اتریوم و آلتکوینهای گستردهتر همچنان ضعیفتر باقی مانده، که نشان میدهد این حرکت فعلاً بیشتر یک بازیابی به رهبری بیتکوین است، نه یک فاز کامل و فراگیر از بازار صعودی کریپتو.
از نظر تکنیکال، نمودار روزانه همچنان صعودی به نظر میرسد. بیتکوین اکنون در محدوده 77,358 دلار معامله میشود؛ کاملاً بالاتر از ناحیه انولوپ 71,358 تا 71,645، آن هم پس از بازگشت از کف 62,500 تا 67,000. این دارایی پیشتر سطوح 67,000 و 70,000 را پس گرفته و اکنون در حال آزمایش ناحیه مقاومتی کلیدی 77,350 تا 80,000 است. عبور قاطع از 80,000 میتواند راه را بهسوی 85,000 باز کند. حمایتها در محدوده 71,500 و سپس 67,000 قرار دارند. در مجموع، چشمانداز کلی محتاطانه صعودی است، اما مومنتوم آنقدر کشیده شده که در این مرحله، تأیید شکست بسیار مهمتر از تعقیب دیرهنگام قیمت در سطوح بالا است.

اشتراک گذاری
موضوعات داغ
بهترین نقطه ورود با اسمارت مانی کجاست؟
ورود به معامله، مهمترین بخش هر استراتژی است. حتی بهترین تحلیلها هم اگر در نقطه ورود اشتباه اجرا شوند، میتوانند به ضرر ختم شوند. در سبک اسمارت مانی، هدف فقط...
ادامه مطلب
ثبت دیدگاه
آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند *